X
تبلیغات
وکیل جرایم سایبری

نقطه سر خط

گریه، مادر، دوشنبه، کوچه و در

زیر باران دوشنبه بعد از ظهر

اتفاقی مقابلم رخ داد

وسط کوچه ناگهان دیدم

زن همسایه بر زمین افتاد

سیب‌ها روی خاک غلطیدند

چادرش در میان گرد و غبار

قبلا این صحنه را... نمی‌دانم

در من انگار می‌شود تکرار

آه سردی کشید، حس کردم

کوچه آتش گرفت از این آه

و سراسیمه گریه در گریه

پسر کوچکش رسید از راه

گفت: آرام باش! چیزی نیست

به گمانم فقط کمی کمرم...

دست من را بگیر، گریه نکن


مرد گریه نمی‌کند پسرم

چادرش را تکاند، با سختی

یا علی گفت و از زمین پا شد

پیش چشمان بی‌تفاوت ما

ناله‌هایش فقط تماشا شد

صبح فردا به مادرم گفتم

گوش کن! این صدای روضه‌ی کیست

طرف کوچه رفتم و دیدم

در و دیوار خانه‌ای مشکی است

با خودم فکر می‌کنم حالا

کوچه ی ما چقدر تاریک است

گریه، مادر، دوشنبه، کوچه و در

راستی! فاطمیه نزدیک است...

نظرات (1)
نام :
ایمیل : [پنهان میماند]
وب/وبلاگ :
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
سلام خدا خیرتان دهد.مطالب جالبی بود. من هم یک وبلاگ دارم که دوست دارم افتخار بدید و با نظرات و پیشنهادهای خودتون منو توی این وظیفه یاری کنید. اگر هم دوست داشته باشین میتونین وبلاگمو به اسم نسیمی از آسمان لینک کنین. آدرس وبللاگ nasim110.mihanblog.com هستش
1391/03/22 ساعت 07:16
امتیاز: 0 0